به تارنمای بختیاریها خوش آمدید

صنايع دستي

صنايع دستی بختياريها، ويژگيها و مختصاتی دارد که با انواع توليدات مشابه به دست ديگران قابل تميز دادن است بخشی از اين ويژگيها به اين شرح است:

 

- فعاليت در رشته صنايع دستی کاری است صد در صد زنانه که تمام مراحل آن را زنان و دختران انجام می دهند و مردان در توليد آنها هيچ نقشی ندارند.

 

- صنايع دستی بختياری فقط انواع بافتها را شامل می شود. تقريبا اغلب زنان و دختران ايلياتی با آنها آشنايی دارند.

 

- بافندگان معمولا از نقشه برای بافتنی استفاده نمی کنند مگر اينکه به قصد تفنن بخواهند محصولی شبيه به فرآورده های ديگر داشته باشند. يا وقتی سفارشی برای مشتری دريافت کنند که ملزم به اجرای نقش و طرح پيشنهاد شده مشتری باشد. پس به طور کلی نقشهايی که برای تزيين بافته ها به کار می برند ذهنی است.

 

- معمولا از مواد اوليه توليد شده توسط خودشان بهره می گيرند و در موارد محدودی از نخ پنبه ای کارخانه ای به عنوان تار بافته هايشان استفاده می کنند.

 

- از امتيازات توليدات بختياريها، عدم تشابه و ناهمانندی کارهايشان است و اين به دليل عدم استفاده از الگو و مدل برای نقوش توليداتشان است. تنوع و گوناگونی رنگ و نقش در بافته های زنان و دختران بسيار زياد است و کمتر می توان ديد که بافنده ای دو يا چند محصول يک اندازه و يک نقش با رنگ واحد توليد کند.

 

- بافندگان محلی از دارهايی استفاده می کنند که به صورت افقی است.

 

- نقش ها و طرحهايی که در قاليبافی منطقه به کار می رود عبارتند از نقشه های خشتی، بيد مجنون، ترنج، طاووس، سرو، کاج، گلدان، و گل چالشتری.

 انواع بافته های عشاير بختياری:

در چهارمحال و بختياری، صنايع دستی متنوعی وجود دارد که عشاير از مواد اوليه تهيه شده از طريق دامهايشان به مصرف ريسندگی و بافندگی می رسانند. اين دسته از هموطنان بر مبنای مختصات زندگی اجتماعی شان که خود توليدی و خود مصرفی را ايجاب می کند، محصولات متنوع و متعددی توليد می کنند که برخی از آنها عبارتند از:

 

لی، هورژين (خورجين)، قالی، خرسک، سياه چادر، چوقا، موج، وريس، نمکدان (کيسه ای جهت نگهداری نمک)، سفره آردی.

 قاليبافی:

فرش بختياری با نقش کاملا ويژه و متفاوت خود در ميان فرشهای ايرانی مشخص است.

قاليهای بختياری به طور عمده دارای گره ترکی و معمولاً دو پوده است. در اين نوع بافت، نخ خامه از روی دو تار مجاور به عقب رفته و بعد از دور زدن تارها از زير قسمت کمانی روی تارها بيرون آمده به سمت بالا کشيده می شود و سر آن را قيچی می کنند و بعدازهر رديف بافت، دو پود روی قسمتهای بافته شده قرار می دهند و با کلکيت (دفتين) آن را می کوبند.

 

معروفترين نوع قاليهای بختياری، قاليهايی موسوم به "بی بی بف" است. که هم از نظر ابعاد و هم از نظر نقش و مواد اوليه مصرفی با ساير فرشهای ايرانی تفاوت کلی دارد اين قاليها را منحصرا بی بی ها که از امکانات مادی بالايی برخوردار بودند می بافتند.  در حال حاضر بافتنی بی بی بفها در چالشتر در منطقه شهر کرد پيگيری می شود. اما توسط اجتماعات روستايی و آن هم در چهار چوب صنايع دستی و به نام قالی خشتی.

 

نقش های مورد استفاده در قالی بی بی بف که به خشتی نيز معروف هستند، نقش های گياهی و شکارگاهی می باشند که به آن جانوری نيز می گويند.  در طرح خشتی از انواع پرنده، سرو کاج و حيوانات و گياهان استفاده می شود.

 

از مناطق مهم بافت قالی درمنطقه بختياری می توان از شهرکرد، چالشتر، بخش شوراب و روستاهای فارسان، باباحيدر و چلگرد و اردل نام برد. اکثر قاليهايی که به نام قالی بختياری شهرت دارد، در منطقه چهارمحال بافته مي شود.

 

قاليهاي چالشتر از معروفيت جهانی برخوردار است و اصالت نقشه و ثبات رنگ و دقت در بافت از مشخصات آن است.

 

قالی يلمه: اين قاليها توسط عشاير يلمه بافته می شود دارای رنگ ثابتی است و معمولاً از نه رنگ در بافت آنها استفاده می شود که عبارت است  از: آبی، لاکی، سبز، سرمه ای، سفيد، بنفش و سياه. و دارای تار و پود پشم هستند.

 

گل پتو: اين فرش که با استفاده از گلهای پهن بافته می شود به گل فرنگی هم معروف است. در فرادنبه از بخش های شهرستان بروجن بافت اين فرش توسط زنان انجام می شود و نقشه آن معمولا ذهنی است.

 

کف ساده: فرشی است بدون نقش و با زمينه سفيد که بيشتر در چالشتر بافته می شود.

 

گل مينا: نقشه اين فرش توسط شخصی به همين نام که اهل تبريز بوده است طراحی شده است. بافنده در انتخاب رنگ آن آزاد است و معمولا از رنگهای گياهی و با پود پشم هم بافته می شود. و در متن فرش رنگ مينايی و گلهای ريز به کار می رود. نقشه گل مينا، لچک ترنج و هندسی است که گاهی به شکل گرد يا بيضی هم بافته می شود و در فرش رنگ مينائی و گلهای ريز به کارمی رود. از مشخصه های طرح اين فرش اين است که يک قسم از آن در کليه نقشه تکرار می شود.

 

چهار رنگ: اين فرش حدود 50 سال پيش در روستای دستنا توسط يحيی خان بختياری طراحی شده است و در بافت آن فقط چهاررنگ به کار می رود.

 

گبه: نوعی قالی گره دار با پرز  بسيار بلند به بلندی  دست کم يک سانتيمتر و پود فراوان از سه تا هشت پود در هر رج معمولا درشت بافت. هر گاه شمار رشته های پود در هر رج از سه تجاوز نکند و پرزهم کوتاهتر باشد دستباف را قالی گبه می خوانند.

 

خرسک: قاليچه هايی با پرز بلند و درشت بافت که مرغوبيت چندانی ندارد و خود مصرفی است.دارای نقشه های ساده مرکب از مثلث و لوزی است و بيشتر در ايل بافته می شود.

 گليم و لی :

گليم های عشايری که اصطلاحا به آنها "لی يا سرانداز" گفته می شود، برای پوشاندن رختخواب و وسايل داخل چادر که روی چل قرار می گيرند به کار می رود. و دارای بافت "رندی" است که بافتی بسيار مشکل و وقت گير است.

هورژين:

خورجين يا به گويش بختياری "هورژين" از صنايع دستی مهم عشاير  بختياری است که به دست زنان ايلياتی روی دارهای افقی بافته می شود. خورجين پوششی تزيينی است که وسايل زندگی عشاير در آن قرار می گيرد و چون در هنگام کوچ و در زمان زندگی در سياه چادر در معرض ديد قرار دارد جنبه زيبا شناختی و تزيينی و اعتقادی  قوم بختياری در نقوش و بافت آن تجلی می يابد. خورجين حکم صندوقچه ای را دارد که با اتصال بندينک های آن به يکديگر و زدن قفل به آخرين بندينک در آن کاملا بسته شده و قابل حمل روی چاپار می شود. (هنگام کوچ) يا در گوشه ای از چادر(به هنگام اطراق) قرار می گيرد. معمولا از نقوش هندسی برای تزيين خورجين استفاده می شود. لبه های طرفين کيسه ها ی خورجين پس از دوخت با موی بز شيرازه دوزی می شود.

 

"چرک" يا تار خورجين از نخ پنبه و پود آن در قسمتهای مختلف تماماً از پشم است.

 

طرح کلی آن که چند نوع تکنيک بافت در آن به کار می رود شبيه به قطعه کف پوشی است که يک قسمت آن (روی هر طرف) دارای بافت رندی "رندی بافت" و قسمت  ديگر (پشت هرطرف) دارای بافت ساده و قسمتی ديگر با تکنيک "گندی بافت" مانند قالی بافته می شود و اين قسمت قالی باف در پايين و گوشه های خورجين قرار می گيرد تا به هنگام کوچ در ايل راهها و در برخورد با سنگهای کوهستان مقاومت بيشتری داشته باشد.

 

قطع خورجين پس از دوخت در حدود يک متر در 70سانتيمتر می شود.

هورژ (خورج) و مهده:

هورژ (خورج) بافته ای است که از وسايل زنان محسوب می شود. يک کيسه دوطرفه که دو روش ساده بافت و قالی باف در آن به کار رفته است. تکنيک ساده بافت در قسمت پشت هر طرف از کيسه ها و  تکنيک ساده بافت در قسمت روی هر طرف از کيسه ها. هورژ نيز از هر طرف بطور جداگانه قفل و کليد می شود. اندازه هورژ کوچکتر از هورژين است و از بافته هايی است که منحصرا در ايلات مصرف دارد.

مهده:

مهده در ايل بختياری جزو وسايل زنان محسوب می شودکه وسايل خودرادر آن جای می دهد. پس از اتمام بافت، از يک ضلع تا زده می شود و با موی بز آن را می دوزند. مهده نيز مانند هورژ قفل و کليد دارد. از مهده گاهی اوقات به جای بالش ويابه قول خود بختياريها زيرگوشی استفاده می شود.

هورژ (خورج) ترک:

اين وسيله که مانند هورژ از يک کيسه دوطرفه به اندازه تقريبی هرطرف 25 × 20 سانتيمتر ساخته می شود از بافته هايی است که در قديم بيشتر بافته می شد. وسيله ای مردانه است. مردان ايل پول و اشياء مردانه مانند وسايل اصلاح صورت خود را درآن جای می دهند و قفل و کليد می کنند. تار در خورج ترک از ترکيب پشم و مو و گاه از پنبه است و پود تماما از جنس پشم است. روی هر طرف آن با بافت رندی نقش می اندازند.

هور:

هور کيسه ای است دوطرفه که به طور عمده برای حمل گندم و آرد و گاهی برای غلات ديگر و حبوبات به کار می رود. از خورجين کمی کوچکتر است و اطراف جيبهای آن کاملا دوخته می شود. گوشه يکی از لبه های آن را بدون اينکه بدوزند باز می گذارند به اين دليل که از اين گوشه دوخته نشده برای پرکردن و خالی کردن مواد غذايی ذکر شده استفاده کنند.

 

در قديم از 3 روش بافت(ساده، رندی، گندی) در آن استفاده می شده است. ولی امروزه نقشها به روش ساده بافته می شود و در قسمت پايين طول هر طرف، گندی بف(قالی بافت) بافته می شود تا همانند خورجين در هنگام حمل و کوچ از ساييدگی آن جلوگيری شود.

 

اندازه هر طرف آن 80 × 60 سانتيمتر است که هر دهانه در حدود 50 کيلوگرم ظرفيت دارد.

 شله:

يک کيسه دوطرفه ساده بافت است که گاهی تماما از نخ بافته می شود. تار آن هميشه از جنس پنبه است. برای جابجايی مشک، سنگ، و چوب به کار می رود و هيچ گونه نقشی روی آن به چشم نمی خورد. در آن نيز باز می ماند.

 

توربه يا توبره:

محصول ديگری که عشاير بختياری با شيوه های بافتی ذکر شده توليد می کنند توبره و يا به گويش بختياری «توربه»؛ که حالتی کيسه مانند دارد و شبيه کوله پشتی است. برای نگهداری و حمل مواد غذايی يا ملزومات چوپانان از قبيل نان فطير، چای، قند، پياز، استکان، مشکول و ديگر مايحتاج آنها به کار می رود.

پشت توبره معمولا ساده بافت(گاهی، با نقوش پراکنده) است و روی آن دارای زمينه ساده و نقشهای رندی بافت است.

تی ير يا نمکدان:

بافته ای است مرکب از سه روش ساده، رندی، گندی(بافت گره ای) در ابعاد 60 × 40 سانتيمتر که در آن نمک می ريزند. تارو پود مابين رجهای رندی بافت و گندی بافت از جنس پنبه و بافت قسمت رندی و گندی پشمی است . روی نمکدان رندی بافت و قسمت پايينی آن، سه تا پنج سانتيمتر به سبب سايش کمتر ته نمکدان، گندی بافت است. پشت نمکدان ساده بافت است. دوطرف نمکدان با موی بز بافته می شود وروی شانه ها، تارهای اضافی دسته دسته به هم پيچيده يا گيس بافی شده يا به صورت منگوله تزيينی در می آيد.

جل (روزيني) :

پوششی است که روی حيوان می اندازند و بار روی اين پوشش قرار می گيرد. جل بافته ای چهار گوش در ابعاد50/1 × 10/1 متر و معمولا دو قسمتی است و با تسمه سينه بند، تنگ شکم بند، و يک زير دم مجهز به يک تکه نمد به نام رفيده  به پشت حيوان بسته می شود. به هنگام تزيين حيوانی که مختص عروس يا بی بی (زن خان) است، "رفيده" را با پارچه ساده ای می پوشانند و روی آنرا با مهره های رنگی و دکمه تزيين می کنند.

نقش های جل با توجه به نوع استفاده آن، بافتهای متفاوتی دارد. گاهی زمينه ساده و نقش ها قالی بافت است، گاه زمينه ساده و نقش ها رندی بافت، و گاهی زمينه ساده و نقش ها رندی بافت و قالی بافت است . زمانی تماماً قالی بافت است و زمانی کاملا ساده بافت و بدون نقش است. تار جل از نخ پنبه يا پشم و قسمتهای رندی بافت و قالی از جنس پشم است.

روزينی بافته قالی بافتی است که روی زين قرار می گيرد و عشايری که وضع مالی خوبی دارند از آن استفاده می کنند. دور تا دور روزينی منگوله های رنگی بزرگ و کوچک آويزان می کنند.

سرفه آردی يا سفره آردی:

نان، غذاي اصلی عشاير بختياری را تشکيل می دهد و آرد که ماده اوليه پخت نان است بسيار مقدس است و به طور گندم که قوت اصلی عشاير بختياری است بسيار مقدس و از منزلت بالايی برخوردار است. پس نان بايد جايگاه خاصی برای خود داشته باشد. به همين دليل سفره مخصوصی برای آن بافته می شود که در گويش بختياری به «سرفه آردی» معروف است. سفره آردی دارای بافت گليمی يک رو يا رندی بافت است که گاهی وسط آن ساده بافت با حاشيه اي  نقشدار است . تار آن پنبه ای و پود آن از پشم است و به شکل مربع 1 × 1 متر و گاهی مستطيل است. متن سفره آردی ساده، يک قسمتي نقشدار، دو قسمتی نقشدار و چهار قسمتی نقشدار ديده شده است.

پيش سينه:          

بختياريها پيش سينه را برای تزيين و افزودن زيبايی حيوان می بافند و مانند گردنبندی به دور گردن ماديان حلقه می کنند. احتمالا در تزيين حيوانی که عروس يا بی بی بر آن سوار می شود نيز به کار می رود. اين بافته تماما روش "رندی" بافته شده و جنس تار آن از پنبه و جنس پود آن از پشم است.  بافت وسط پيش سينه با عرض حدود 25 سانتيمتر در طرفين متوقف می شود، ولی در وسط به شکل مثلثی ادامه می يابد و به راس آن ختم می شود.

وريس:

وريس نوعی نوار منسوج و تسمه مانند است که در زندگی عشاير بختياری کاربردهای زيادی دارد و اغلب به عنوان طناب (در عرضهای متفاوت برای مصارف مختلف) مورد استفاده قرار می گيرد. بختياريها برای بافت اين نوع محصول از شيوه خاصی بهره می گيرند.

بهون يا سياه چادر:

بافت سياه چادر به عنوان محصولی خود مصرفی در بين تمام عشاير ايران مرسوم است و طبعاً بختياريها نيز از اين قاعده مستثنی نيستند.

عشاير بختياری از سياه چادر با عنوان "بهون" ياد می کنند و هر بهون به تناسب کوچکی يا بزرگی اندازه اش مرکب از 14 تا 20 " لت " (قطعه) است که طول هر کدام از لت ها شش تا ده متر و عرض آن 40 تا 6 سانتيمتر است که برای بافت آن به همکاری دو نفر بافنده به مدت ده تا پانزده روز مورد نياز است.

لت های چادر به شکلی خاص از پهنا کنار هم گذاشته شده با موی بز به هم دوخته می شود، در نتيجه روزهای آفتابی شعاعهايی از خورشيد از محل درزها به داخل می تابد و در روزهای بارانی نيز قطراتی از باران از محل درزها به داخل نفوذ می کند، در حاليکه ساير قسمتهای چادر به دليل خاصيت ويژه مو در برابر رطوبت متورم می شود، در نتيجه آب به داخل چادر نفوذ نمی کند. سياه چادر در مقابل باد مقاوم است و در زمستان داخل آن گرم و تابستان خنک است. دستگاه بافت بهون همان دستگاه معمول عشايری است.

جاجيم وآورآرتهده:

يکی ديگر از دست بافتهايی که در زندگی بختياريها مورد استفاده قرار می گيرد "جاجيم" است که به شکل نوارهايی باريک به عرض 18 تا 35 سانتيمتر و طول 20 تا 25 متر تماماً از پشم بافته می شود. پس از بافت، آن را به قطعاتی با طول مناسب تقسيم می کنند و از پهلو به يکديگر می دوزند، در نتيجه سطح يکپارچه ای حاصل می شود که به مصرف روانداز (تهيه لحاف) می رسد.

چله کشی جاجيم معمولا روی زمين صورت می گيرد. ضمن بافت آن تارها از روی کار ديده می شود، در حاليکه پود در زير آنها مخفی است و برخلاف ساير منسوجات که در آنها نقش با پود شکل می گيرد، در جاجيم نقش ها به واسطه تارها ايجاد می شود.

افزون بر اين، بختياريها با استفاده از شيوه بافت جاجيم نوارهای تسمه مانندی نيز توليد می کنند که به آورآرتهده شهرت دارد و برای حمل گهواره بچه برپشت مادر هنگام کوچ به کار می رود.

وجم

موج نوعی رختخواب پيچ و شبيه جاجيم است که مانند ساير بافته های بختياری جنبه خودمصرفی دارد. با اين وجود بافت آن چندان رايج نيست و فقط عده بسيار کمی از عشاير آن را توليد می کنند و اغلب در شرايطی که به موج احتياج داشته باشند آن را از موج بافان دزفولی يا شوشتری می خرند. طول دستگاه موج بافی پنج تا هفت متر در نوسان است ( طول تارها حدود 7 متر و عرض موج بين 80 تا 100 سانتيمتر ) يعنی بين سردار و زيردار آن حدود پنج تا هفت متر فاصله است . بعد از اتمام بافت موج (با توجه به اندازه آن) آن را دو يا سه قسمت کرده از پهنا به هم می دوزند. تارو پود موج تماماً از پشم است از موج برای بستن رختخوابها و همچنين روانداز استفاده می شود.

چوقا:

چوقا که گاهی چوخا نيز تلفظ می شود، نوعی عبای دهقانی است که زنان از پشم سفيد طبيعی می بافند و دارای خطوط عمودی آبی تيره يا مشکی است که مردان بختياری آن را روی لباسهای خود می پوشند. ماده اوليه چوقا پشم است که زنان بختياری آن را به گونه ای بسيار نازک و ظريف می ريسند و روی دستگاههای ساده بافت، نواری با عرض حدود 50 تا 70 سانتيمتر (بسته به اندازه مورد نظر) و طول 5/2 متر، می بافند. اين نوار از دو قسمت مساوی و متفاوت تشکيل می شود. بلندی چوقا تقريباً تا سر زانو می رسد و جلوی آن کاملا باز است. چوقا فاقد آستين است. بهترين نوع چوقا که توسط زنان کيارسی بافته می شود به "کيارسی بف" معروف است و دارای بافت بسيار ظريف بوده و تار آنها از جنس پنبه است. و از بازار خريداری می کنند. دار چوقا به صورت افقی و تک نفره است. برای اينکه نخ پشمی مورد استفاده در بافت چوقا ظريف و يکنواخت ريسيده شود، آن را به هنگام پره گرداندن (نخ ريسی) از سوراخی که روی ناخن بلند انگشت شست تعبيه شده است می گذرانند.

نمد مالی :

نمد مالی از ابتدايی ترين شيوه های نساجی است که بشر به آن دست يافته است. ماده اوليه آن از پشم است که در اثر رطوبت و فشار در هم تنيده شده و نوعی منسوج را به وجود می آورد. استحکام، انعطاف پذيری و ارزان و در دسترس بودن مواد اوليه از مزايای آن محسوب می شود ابزارکار برای تهيه نمد ساده و ارزان است و نمد مالان مزد اندکی برای توليد آن دريافت می کنند. مجموعه اين عوامل باعث شده است که نمد منسوجی ارزان و قابل دسترس باشد. حتی زمانی که صرف توليد نمد می شود کوتاه است. يک زير انداز نمدی به هر اندازه ای که باشد يک روز وقت   می گيرد و 3 تا 4 روز طول می کشد تا خشک شود. حتی نمدهايی که قسمت هايی از آنها کهنه و فرسوده می شوند قابل تبديل به نمدهای کوچکتر برای مصارف ديگری هستند. شيوه کار آن که از زمانها قديم تا کنون تغييری نکرده است آسان است. نيش گزندگان و چنگ و دندان درندگان و حتی اشياء تيز و برنده کمتر به آن کارگر است.

نمد در ايالات و عشاير و در روستاها و حتی در شهر مصرف دارد. گاهی از نقش ها و رنگهای زيبايی برای نقشدار کردن آن استفاده می شود. برای کپنک که نوعی پوشش چوپانی است، زيراندز، جليقه، شنل، زيرمنقلی و پوشش اسب و قاطر کاربرد دارد. شهرکرد مهمترين مرکز ساخت نمد است درمناطق ديگر استان چهارمحال و بختياری از جمله فارسان و لردگان نيز توليد می شود.

نقوش مورد استفاده در نمد عبارتند از: ترنج، حقه، خشت، سه جام، يک جام.

کلاه مالی:

کلاه مالی که بيشتر در شهرستانهای شهر کرد و بروجن توليد می شود از صنايع دستی بومی منطقه چهارمحال و بختياری است. مردان بختياری معمولاً از کلاه نمدی که جزيی از لباس محلی آنان است استفاده می کنند. کلاهها به رنگهای مشکی، قهوه ای و سفيد هستند و نوعی از آن به کلاه خسروی معروف است. مواد اوليه اين کلاهها کرک بز، پشم، صابون و رنگهای شيميايی و گياهی است.

گيوه دوزی:

از ديگر فعاليتهای چهار محال و بختياری گيوه دوزی است که بيشتر در شهرستانهای شهرکرد و بروجن رايج است. بروجن مهم ترين مرکز فعاليت گيوه دوزی است. گيوه که پاافزاری مقاوم و راحت و متناسب با منطقه کوهستانی اين استان و گذرگاههای صعب العبور آن بخصوص در فصول کار و فعاليت است، در سالهای اخير از رواج و رونق آن کاسته شده است که يکی از مهم ترين دلايل آن کمبود جنس و گرانی آن است.

گيوه های بافته شده از تخت پارچه ای و گاهی لاستيکی و رويه آن از نخ و نوارهای متصل کننده از چرم گاو است. رويه گيوه معمولاً از شهرضا و آباده و تخت گيوه بيشتر از شهرضا و شيراز وارد می شود. در يک کارگاه با يک نفر استادکار روزی يک جفت گيوه دوخته می شود. انواع گيوه های اين منطقه عبارت است از: گيوه تخت ملکی، تخت لاستيکی و غلاتی.

قفل سازی:

قفل سازی در چالشتر از شهرهای استان چهار محال بختياری از دير باز رواج داشته است. قفل سازان چالشتری اين حرفه را از پدران خود آموخته اند و می شود گفت که شغلی ارثی است. ساخت آن به اين شکل است که ابتدا تنه قفل که حاوی دستگاه قفل است ساخته می شود و سپس زبانه آن را که از حلقه در يا جعبه آن می گذرد جوش می دهند و سوراخ قفل را با مته کمانی حفر می کنند. سپس کار سوهان زدن رويه قفل و حلقه را انجام می دهند که نياز به ظرافت خاصی دارد و در آخر تمام قفل را پرداخت می کنند.

به طور کلی در چالشتر که مرکز فلزکاری بوده است کليه ابزار فلزی مانند چاقو، قيچی، کلاه خود، شمشير و ديگر ابزار مورد نياز در بافت گليم و قالی و خياطی توسط هنرمندان قفل ساز انجام می شده است. همچنين انواع انبر، درکوب و وسايل تزيينی مورد استفاده در درها و پنجره ها با ظرافت و سليقه های خاصی ساخته می شد. تزئينات و نقوش روی درهای چوبی بوسيله ميخ هاي تزئينی به استحکام و زيبايی درها کمک می کرده است. از ديگر محصولات دست ساز اين بخش تفنگ بوده است که بنام استاد اين کار احمد نيکزاد (احمد قفل ساز) معروف است.